تبلیغات

اسلایدر

دانلود فایل صوتی حقوق - در صورتی که وکالت ضمن عقد خارج لازمی درج شده باشد با فوت موکل وکالت از بین می رود.

امروز:

وکیل در اخذ حق وکیل در مرافعه نخواهد بود.

سفیه میتواند در اموری به دیگران وکالت بدهد که خود اهلیت انجام دادن ان را دارد.

صغیر ممیزی برای انعقاد قراردادی که به موجب ان مالی به رایگان به او صلح می شود به شخصی وکالت داده است این وکالت صحیح است.

وکالت مطلق ناظر بر اداره و تصرف است.

چنانچه عقد وکالت به طور مطلق باشد فقط مربوط به اداره کردن اموال موکل است.

تحقق وکالت منوط به قبول وکیل است.

وکالت ممکن است مجانی باشد یا با اجرت.

وکالت ممکن است بطور مطلق و برای تمام امور موکل ابشد یا مقید و برای امر یا امور خاصی

در صورتی که وکالت بطور مطلق باشد فقط به اداره کردن اموال موکل خواهد بود.

وکیل با نام خود و به حساب موکل عملی را انجام می دهد.

موضوع وکالت انجام اعمال حقوقی است نه امور مادی

موضوع وکالت فقط عمل حقوقی است.

در وکالت مانند سایر عقود جایز تعیین مدت موجب لزوم عقد نمی شود اما بعد از پایان مدت معین عقد خود به خود منفسخ می شود.

اثر تعیین مدت در عقد وکالت که با انقضای مدت منتفی می شود.

وکالت در بیع وکالت قبض در ثمن نیست مگر اینکه قرینه قطعی دلالت بر ان کند.

تعدات وکیل تعهد به وسیله است.

وکیل امین محسوب می شود البته با تعددی و تفریط ید امانی وی به ید ضمانی تبدیل می شود.

تعهد وکیل دادگستری به دفاع از موکل خویش یک تعهد به وسیله است.

اگر وکیل نسبت به مال موکل تعددی نماید وکالت او باقی می ماند و ید او ضمانی می شود.

معامله وکیل نسبت به مال موکل بدون رعایت غبطه او غیر نافذ است.

در صورتی که وکیل به عمد مصلحت و غبطه موکل را نادیده بگیرد و به سود خود اقدام کند عمل او فضولی و منوط به اجازه موکل است.

در صورت وجود وکلای متعدد اصل بر این است که به اجتماع عمل نمایند و عمل به استقلال استثناء شده است.

در صورتی که 2 نفر به نحو اجتماع وکیل باشند به مدت یکی از انها وکالت دیگری باطل می شود.

وکیل نمی تواند عملی را که خارج از حدید وکالت است انجام دهد.

وکالت جزء عقود ارفاقی است لذا به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر ان کند واقع می شود.

محجوریت موکل باعث انحلال وکالت می شود.

وکالت در هر امری مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات ان نیز هست مگر اینکه تصریح به عدم وکالت باشد.

اگر وکیل وکالت در توکیل نداشته باشد انجام امری را کهع در ان وکالت دارد به شخصی واگذار نماید هریک از وکیل و شخص ثالث در مقابل موکل نسبت به خساراتی که مسبب محسوب می شود مسئول خواهد بود.

اگر وکیل بدون داشتن حق توکیل به غیر مورد وکالت را به ثالث واگذار نماید نسبت به خسارات وارده به موکل وکیل و ثالث هردو مسئول هستند.

اگر وکیلی که وکالت در توکیل ندارد انجام مورد وکالت را به شخص ثالثی واگذار نماید و از اقدام شخص ثالث خسارتی وارد شود وکیل و شخص در مقابل اصیل مسئول می باشند.

اقداماتی که وکیل خارج از حدود وکالت خود انجام دهد غیر نافذ است.

در صورتی که وکیل نام موکل خود را پنهان کرده و خود طرف معامله واقع شود مسئول اجرای تعهدات ناشی ان معامله خود وکیل است.

حق الوکاله وکیل تابع قرارداد طرفین خواهد بود و اگر نسبت به حق الوکاله و مقدار ان قرارداد نباشد تابع عرف و عادت است و اگر عادت مسلمی نباشد وکیل مستح اجرت المثل است.

اگر در وکالت مجانی و با اجرت بودن ذکر نشده باشد محمول بر این است که با جرت است.

اقداماتی که وکیل خارج از حدود اختیار خود انجام می دهد غیر نافذ است.

وکالت به موت یا جنون احد طرفین یا به عزل موکل یا استعفای وکیل مرتفع می شود.

وکالتی که ضمن عقدلازم شرط شده و یا حق عزل موکل در ان از بین رفته باشد نیز با فوت موکل از بین می رود.

چنانچه وکیل از وکالت استعفاء دهد عقد وکالت منحل می شود.

در صورتی که وکالت ضمن عقد خارج لازمی درج شده باشد با فوت موکل وکالت از بین می رود.

چنانچه موکل فوت شود و وکیل قبل از رسیدن خبر فوت موکل به او نسبت به مال موکل معامله نماید معامله صحیح است.

در حقوق ایران بعد از اینکه موکل استعفا داد مادامی که معلوم است موکل به اذن خود باقی است می تواند در انچه وکالت داشته اقدام نماید.

اقدام وکیل تا زمانی که استعفا به موکل و ثالث برسد صحیح است.

تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید نسبت به موکل نافذ است.

در حقوق ایران بعد از اینکه وکیل استعفا داد مادامی که معلوم است به اذن خود باقی است می تواند در انچه وکالت داشته اقدام نماید.

محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می شود